|
ماندم در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمیسازد کسی
ای مردم خاکسترم را باد برد
بهترین یارم مرا از یاد برد؟
عشق از دوست داشتن پرسید فرق من وتو چیست؟
پاسخ داد من بایک سلام شروع میشم وتو با یه نگاه
من بایک دروغ ازبین میرم وتو با مرگ 
دوستی یه حادثه است وجدایی یه قانون
پس بیا حادثه ساز وقانون شکن باشیم 
روزی یه نفر ازم پرسید دنیا را می خواهی یا دوست گفتم هر دو رو گفت چطور ؟ اخه یه دوست دارم که برام یه دنیاست
گفتی به من دوستم داری به اندازه قطرات بارونی که به صورتم میخوره اما به چتری که بالای سرت نگاه نمی کنی
اگه گریه کنم،مردم میگن عاشقه اگه بخندم می گن دیونه
پس میخندمو میگریم بذار بگن یه عاشق دیونست
عاشقی مثل گیر کردن تو باطلاقه اگه موندی واسه عشقت مردی اگه هم رفتی بی عشقت مردی
عاشقی مثل ایستادن رو گچ خیسه اگه موندی رفتنت غیر ممکن میشه اگه رفتی جای پات تا ابد باقی
شیشه هم احساسش از تو بیشتر با ور نمیکنی، تو یه روز زمستونی بنویس تنهایم به بین چه طور برایت گریه میکنه
برو عاشقی رو از کفشات یاد بگیر؟ دو تا همدم که بی هم میمیرند باهم خاکی میشن بدون هم زیر بارون نمی رند
دیشب باسه دلم فال گرفتم دیدم فاله ربطی به دلم نداره تازه فهمیدم دلم پیش تو که
گفتی این قدر دوست دارم که بی تو میمیرم منم خواستم امتحان کنم رفتم اما دیر امدم تو دیگه نبودی ای کاش امتحان گرفتن بلد نبودم
وقتی رفتی می خواستم گریه کنم اما تمام اشکاهامو برای بدست اوردنت ریخته بودم
به همه لبخند بزن،اما بایه نفر بخند با همه دوست باش اما به یه نفر عشق بورز تو قلب همه باش، اما قلبت مال یه نفر باشه
بت گفتم چقدر دوستم داری به من گفتی به اندازه تموم ستاره های اسمون
اما اسمون ابری بود بدون هیچ ستاره ای
همیشه یکی هست که به درد، دلت گوش بده
اما ازان بترس که برات دردل بشه
ببین نگاهت ما رو چه کار که نکرده
دلمو که گرفت نگاهمو که گرفت زندگیمم روش
اما در عوض عاشقم کرد
نگاهم کرد در نگاهش بوی عشق رو خواندم
نگاهم کرد زندگیم رو به او دادم
ولی بعد ها فهمیدم که، هم زندگیم رفت هم عشقم
عشق مثل یه دست پر آب میمونه اگه پنهانش کنی
یه روز که دستتو باز کنی می بینی چیزی ازش نمونده جز خاطراتش
عشق مثل میوه میمونه ممکن زیبا باش برات اما تا وقتی که گازش نزدی چیزی نگو
عشق مثل یه ساعت شنی میمونه
همزمان با این که قلبت رو پر میکنه
مغزتو خالی میکنه
عشق مثل عسل توی دستت میمونه اگه دستتو باز نگهداری میمونه اگه مشت کنی از میان انگشتات فرار میکنه و فقط خاطراتش برات میمونه
عشق مثل یه قلک میمونه که برای در اوردن سکه ات باید اونو بشکونی
عشق مثل یه ماهی میمونه گرفتنش صبر می خواهد
نگه داشتنش دقت 
عشق مثل چتر نجات میمونه وقتی
باتو باشه جونتو نجات میده وقتی هم باتو نباشه جونت میگیره 
اگه می خواهی عاشق یه نفر باشی بدون
عشق بدون کارت دعوت وارد دلت میشه
پس دریچه قلبتو ببند البته بعد از عاشق شدن
عشق یه امانت که توی قلب جای میگیر
امانت چه جور میتونی پس بگیری
بادل شکوندن که ما بلد نیستیم 
برو عشقو از گل افتابگردان یاد بگیر که تا وقتی خورشید هست
فقط به او نگاه میکنه ووقتی شب شود نگاهش به زمین می ندازه که دلشو ستارهها نگیرند
میدونی دوستی مثل قطعات پازل میمونه اگه یکی شون گم کنی جایگزین دیگری نداره و دوستی تا زمانی که تو پیدا نشی کامل نمیشه
دوستی ایستادن زیر بارون وخیس شدن با هم نیست
دوستی ان است که یکی برای دیگری چتر شود واو هیچ وقت نفهمد چرا خیس نشده
دوستی شمعی است که هر دم بسوزد،عشقی باشد که هر دم بجوشد
ترانه ای است که هر دم اوایش ارامش بخش تو من
عاشق واقعی کسی است که دست تو را نگیرد
اما قلب تو را لمس کند
دوستی من تو مثل یه افسانست که برخی از انها واقعی میشن
وبرخیم افسانه ولی افسانه پایدار تر است مگه نه
روزی از من پرسیدی بزرگترین ارزویت چیست؟
گفتم همان ارزوی توست
اما نمیدونستم بی تو میمونم ای بی معرفت رفتی
اگه من جای تو باشم دوستی انتخاب میکنم که قلبش بزرگ باشه میدونی برا چی چون دیگه نمیخوام برا جا شدن تو دلش کوچیک بشم
دیروز که گفتی دوستدارم گفتم فریاد بزن بگو
اما امروز فریاد زدن کافی نیست بیا دستامو بگیر
وقتی میخواهی یه ستاره انتخاب کنی اون ستاره ای رو انتخاب کن که از همه کم نور تر
چون اونی که پر نور تر تا حالا میلیونها صاحب داره
دوری و دوستی
برای صدومین بار پرسید تا باحال شده دلتو بشکوندم
من چون دل شکوندن بلد نبودم گفتم نه
دروغ گفتم مگه نه 
از کودکی پرسیدند عشق چیست گفت بازی،از نوجوان گفت رفیق
از جوان پرسیدند گفت پول و ثروت
پیر مردم گفت:تمام عمرم
وقتی از عاشق پرسیدند؟ اهی کشید و زد زیر گریه
یه روز یه نفر بم گفت تو تمام زندگی من هستی
حالا فهمیدم که از زندگی متنفر بود
|